اولین تاثیر فقر کشتن فکر است، یعنی اگر شما به اندازۀ کافی برای حیات خود پول نداشته باشید بردۀ بیاختیار پول خواهید شد همان شرایطی که طبقه متوسط به آن گذران زندگی میگویند!
جرج اورول
اولین تاثیر فقر کشتن فکر است، یعنی اگر شما به اندازۀ کافی برای حیات خود پول نداشته باشید بردۀ بیاختیار پول خواهید شد همان شرایطی که طبقه متوسط به آن گذران زندگی میگویند!
جرج اورول
زندگی را همانجا یاد گرفتم، توی گلفروشی ؛
دسته گلهای کوچک برای همسران و دسته گلهای بزرگ برای معشوقه ها ...
آنا گاوالدا
خدا کند امروز خشنودی ببارد!
همان کلمات قدیمی خودم ببارند
ستاره
دریا
خواب
تبسم و باران ...
سید علی صالحی
هنگامی که خدا انسان را اندازه می گیرد متر را دور قلبش می گذارد نه دور سرش!
نورمن وینسنت پیل
دکتر جان، هیچوقت فلسفهٔ افلاطون را خواندهای؟
تصور میشود جایی که اکثر انسانها در آن زندگی میکنند، یک دنیای روشنِ واقعی است.
در حالی که دنیای ما فقط غاری است که به وسیلهٔ سوسوی شعلههای توهم روشن مانده است...!
ادگار لارنس دکتروف
زندگی ِخوب زندگی شاد است البته قصد من این نیست بگویم اگر شما خوب باشید حتما شاد خواهید بود منظورم این است اگر شما شاد باشید قطعا خوب زندگی خواهید کرد !
برتراند راسل
به این مثالها فکر کنید:
_فقط یه آدم "بدون درک و منطق" میتونه فکر کنه که دانشگاه رفتن و خوندن دقیق درسهای دانشگاه میتونه موجب رشد موفقیت بشه.
دلیلش واضحه. اگه اینها کمکی میکرد ما باید سالانه لااقل چندصد هزار نفر "آدم حسابی" به جامعه تحویل میدادیم.
نه یه سری گشنه ی بیکار مدرک به دست مدعی که مدرکشون رو بالای صفحه ی پروفایل اینستاگرامشون اعلام میکنن شاید لااقل به درد دوست یابی بخوره!
مسیر تمایز و رشد و موفقیت از جایی شروع میشه که:
استاد میگه:
من فقط از پنج فصل اول امتحان میگیرم. خوندن بقیه ی کتاب لازم نیست.
و دانشجو بعد از خوندن پنج فصل، شروع میکنه و با دقت، فصل ششم و هفتم رو هم میخونه.
_عشق در لحظه ای دیده میشه که من به جای مسیج فرستادن با استیکر و "قلب های پیش ساخته"، به دوستم زنگ بزنم بگم کاری نداشتم. اما دلم میخواست شفاهی بگم دوستت دارم.
_رابطه با خدا وقتی جدی میشه که نه درد دارم. نه مشکل. نه بدهی. نه بیماری.
بعد میشینم باهاش حرف میزنم.
_زندگی از اونجا شروع میشه که
من یه جمله ی خوب از یکی ببینم و بعدش بشینم سرچ کنم ببینم حرفهای دیگه اش چیه و سرگرم خوندنشون بشم.
_انسان بودن از اونجا شروع میشه که
دارم توی یه پارکینگ شلوغ میرم ماشینم رو بردارم و خارج شم (مثلا پارکینگ بیهقی تهران). میبینم یکی لابه لای ردیف های ماشین ها، دنبال جای پارک میگرده.
صداش کنم بگم: لطفا دنبال من بیاین. من دارم میرم ماشینم رو بردارم. شما اونجا پارک کنین.
_دانشجوی زرنگ کلاس، میشد بعد از پایان درس مستقیم بره خونه.
کسی هم انتظاری نداشت.
اما میگه اگر بچه ها نگران امتحان هستن من میتونم یه ساعت بمونم با هم تمرین حل کنیم.
_مدیری که برای بچه های شرکتش، دوره تخصصی آموزشی میگذاره، زحمت میکشه. اما این وظیفه ی اونه.
مثل تغذیه ی بهتر گیاه برای اینکه میوه ی بیشتری بده!
اما برگزاری یه کلاس آموزشی برای بهبود محیط خانواده و تربیت فرزندان. نه در شرح وظایفش هست و نه کسی انتظار داره.
_اصلا خلاصه بگم و اولین بحثهامون رو دوره کنیم:
پاسخ. یعنی کاری که لازم بوده.
اقدام یعنی کاری که میشد انجام نشه.
زندگی خودمون، شهرمون و جامعه مون، احتمالا از نقطه ای شروع به تغییر میکنه که به کارهای خوبی فکر میکنیم که میشد انجام ندیم
و اگر هم انجام نمیدادیم هرگز هیچوقت هیچکس نمیگفت که چرا انجام ندادی ولی ما انجام دادیم و یه قدم مثبت رو به تغییر ورداشتیم. از خودت شروع کن چون هیچکس مارو از بیرون نجات نمیده و نخواهد داد.
محمدرضا شعبانعلی
همه چیز شفا مییابد.
بدنت.
دلت.
ذهنت.
روحت خودش را ترمیم میکند.
شادیات همیشه بازمیگردد.
دورههای بد نمیپاید.
کریستین روتوفسکی
هدف از زندگی فقط شاد بودن نیست، بلکه مفید بودن، شرافتمند بودن، دلسوز و غمخوار بودن است. تفاوت دارد که فقط زندگی کرده ای
یا خیلی خوب زندگی کرده ای.
رالف امرسون